موقعیت فعلی شما : خانه/فرهنگ و رسانه
223648
05 اردیبهشت 1400
انتشار کتاب کودک « کودک، سرباز و دریا»

کتاب «کودک، سرباز و دریا» داستان نوجوانی که برای آزادی و حفظ وطن با دوستانش به مبارزه با دشمنان می پردازد از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

به گزارش کودک پرس ،مریم داوری: کتاب «کودک، سرباز و دریا» نوشته ژرژ فون ویلیه با ترجمه دل آرا قهرمان مشتمل بر ۱۹۲ صفحه با ویرایش جدید از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای گروه سنی د و ه چاپ شده است. این کتاب که مشتمل بر هفت بخش است، اولین بار در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسیده است.

کتاب «کودک، سرباز و دریا» با صدای امین زندگانی از بازیگران کشورمان به شکل صوتی نیز منتشر شده است.

کتاب «کودک، سرباز و دریا» ماجرای پسر نوجوانی در فرانسه است که در جنگ جهانی دوم  کشورش به اشغال نازی های آلمان در می آید. پسر ابتدا افسرده و نا امید می شود اما سپس برای صلح، آزادی و عشق به وطن با دوستانش تصمیم به مبارزه با دشمنان می کند.

دل آرا قهرمان مترجم کتاب متولد ۱۱ فروردین ماه ۱۳۲۴ در یک خانواده فرهنگی در تهران است. قهرمان پس از اخذ مدرک دیپلم از مشهد در سال ۱۳۴۲ عازم کشور سوئیس شد و در سال ۱۳۴۶ به دریافت درجه لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه لوزان نایل آمد. امتحانات دوره دکترا را در رشته حقوق سیاسی گذراند و پس از هشت سال به ایران بازگشت و به کار فرهنگی به خصوص ترجمه مشغول شد. وی نویسندگانی چون کارلوس کاستاندا و پائولو کوئیلو را برای نخستین بار به هموطنان خود معرفی کرد. قهرمان کتابهای زیادی از جمله «سفر به دیگر سو» اثر کارلوس کاستاندا و «کیمیاگر»، «سفر به دشت ستارگان» و «دیدار با فرشتگان» از پائولو کوئیلو، «لیلی عاشق» و «رویای حوا» را ترجمه کرده است.

قهرمان بی ایمانی و عدم توکل را باعث تزلزل افراد و عدم موفقیت آنان می داند و معتقد است، ایمان، امری انتزاعی نبوده و سرمایه ای درونی است که باعث رشد و حرکت می شود. شما نمی توانید به خداوند مؤمن بوده ولی به آینده و فردای خود ایمان نداشته باشید. انسان، زمانی موفق است که خودش را قبول داشته باشد و کار درست را از نادرست تشخیص دهد، علاوه بر این با برنامه و هدفمند حرکت کند زیرا برنامه ریزی، یعنی باور به زمان و آینده.

در بخشی از کتاب «کودک، سرباز و دریا» می خوانیم: تمام بچه ها با یک حرکت بلند شدند به شنیدن این صدا آقای پیشون برگشت. تمام شاگردان اش خبردار ایستاده بودند. در سکوت با لب های به هم فشرده، چشمانی سرشار از اشک و از ته کلاس پیر با نگاهی که قلب او را شکافت، گویاترین و دلخراش ترین خداحافظی را با او کردند. ناگهان این جمله مانند آوای شیپور در کلاس طنین انداخت. همگی با هم فریاد زدند زنده باد فرانسه. افسر آلمانی به خود لرزید. نگاه متحیرش را طرف کلاس انداخت و با لحنی پر از افاده که رنگی از احترام هم داشت به آقای پیشون گفت:« اگر نتیجه کار شماست می توانید مغرور باشید ولی این بچه ها برای اینکه دشمنان خطرناکی باشند هنوز خیلی کوچک هستند».

در قسمت دیگری از این کتاب آمده است: آسمان پر از ستاره بود. دهکده به خواب رفته بود و بام ها، درختان و دیوارها در میان تاریکی به چشم می آمدند. آرامش قبل از طوفان طبیعت و اشیا را دربر گرفته بود. پیر تحت تاثیر این آرامش بی صدا در گوشه ای پیش می رفت. هیچ چیز مانع اجرای برنامه آن شب نشده بود و آن را به تعویق نینداخته بود. نه مادرش که در اتاقش خوابیده بود نه گشتی ها که او قبل از خروج صدای رد شدن شان را شنیده بود و نه صدای مشکوکی که گهگاه او را متوقف می کرد و قلبش را به طپش وا می داشت.

گفتنی است، کتاب «کودک، سرباز و دریا» نوشته ژرژ فون ویلیه با ترجمه دل آرا قهرمان با ویرایش جدید با گروه سنی د و ه در شمارگان پنج هزار نسخه از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ و روانه بازار شده است.

به اشتراک بگذارید :

جدیدترین
پربازدیدترین