نگاهی به اهمیت تربیت

تعلیم و تربیت، یکی از نکات بسیار مهمی است که پدران و مادران بايد از تمام مسائل و مشكلات رفتاري و رواني كودكان خود در سنين مختلف آگاه باشند و بدانند چطور با كودک خود رفتار كنند تا آن ها هميشه از همه لحاظ در سلامت كامل به سر ببرند و از طرف ديگر چون كودكان غير از محيط خانه با محيط خارج از خانه هم سر كار دارند با مسائل و مشكلات متعددي روبه رو مي شوندكه نيازمند آگاهي پدر و مادر و روش برخورد صحيح آن ها با كودک است.

به گزارش کودک پرس ،تعلیم و تربیت، یکی از نکات بسیار مهمی است که پدران و مادران بايد از تمام مسائل و مشكلات رفتاري و رواني كودكان خود در سنين مختلف آگاه باشند و بدانند چطور با كودک خود رفتار كنند تا آن ها هميشه از همه لحاظ در سلامت كامل به سر ببرند و از طرف ديگر چون كودكان غير از محيط خانه با محيط خارج از خانه هم سر كار دارند با مسائل و مشكلات متعددي روبه رو مي شوندكه نيازمند آگاهي پدر و مادر و روش برخورد صحيح آن ها با كودک است.

در قرآن و روایات ما در مورد تربیت نکات مهم و کلیدی هست که با کمی دقت و توجه می توان به آن ها پی برد و در زندگی خودمان با عمل کردن به آن ها بتوانیم فرزندانمان را با تربیت پرورش دهیم و با تربیت کودکانمان جامعه اي با فرهنگ بسازيم پيامبر سرزنش مي‏ كند پدران آخر الزمان را به دليل بي اعتنایي آنان نسبت به تربيت فرزندان و آموزش واجبات ديني آنان و مي‏فرمايد (بهترين عطيه پدر براي فرزند، ادب نيكو است)

برای نمونه به تعدادی از آیات اشاره می کنیم:

دیدگاه قرآن به فرزند :

(الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا) فرزند زينت زندگي دنياست.

(إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ) فرزند مايه امتحان انسان است.

(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) بعضي از فرزندان دشمن انسان هستند.

(اً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيّاهُمْ) از هزينه و مخارج فرزند نبايد نگران بود.

(وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالا وَ أَوْلاداً) به زيادي فرزند نبايد افتخار كرد.

(لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ) فرزند (غير صالح) در قيامت سودمند نخواهد بود.

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ) فرزند نبايد مانع ياد خداوند شود.

(شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا) اموال و خانواده‏هاى ما، ما را به خود مشغول داشت‏.

(وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ) بعضي از فرزندان نور چشم انسان هستند.

دیدگاه قرآن به تربیت:

(قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الالْبابِ) بگو: (آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏ شوند!)

(يَرْفَعِ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات) خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى میبخشد؛!

(وَ تِلْكَ الامْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلا الْعالِمُونَ) اين ها مثال هايى است كه ما براى مردم می‏زنيم، و جز دانايان آن را درک نمی كنند.

(خَلَقَ الْإِنسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ ) خدا انسان را آفريد و به او تعليم نطق كرد.

(الَّذى عَلَّمَ بالْقَلَم – عَلَّمَ الإِنْسانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ) آن خدايى كه بشر را نوشتن آموخت و به آدم آنچه را نمى دانست تعليم داد.

(يَابُنىَ‏َّ إِنهََّا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فىِ صَخْرَةٍ أَوْ فىِ السَّمَاوَاتِ أَوْ فىِ الْأَرْضِ يَأْتِ بهَِا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ) پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشه ‏اى از) آسمان ها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى‏ آورد خداوند دقيق و آگاه است!

(يَابُنىَ‏َّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اصْبرِْ عَلىَ‏ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَالِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور) پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصايبى كه به تو مى‏ رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است!

(وَ لَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لَا تَمْشِ فىِ الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ كلُ‏َّ مخُْتَالٍ فَخُور) (پسرم!) با بى‏ اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبّر مغرورى را دوست ندارد.

(وَ اقْصِدْ فىِ مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الحَْمِيرِ) (پسرم!) در راه ‏رفتن، اعتدال را رعايت كن و از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين صداها صداى خران است. در این آیات نکات و پیام هایی وجود دارد که به صورت اجمالی به آنها اشاره می کنیم.

نکات و پیام های سوره الرحمن

اگر نقش”بيان” را در تكامل و پيشرفت زندگى انسانها، و پيدايش و ترقى تمدنها در نظر بگيريم، يقين خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود، انسان هرگز نمى‏ توانست تجربيات و علوم خود را به سادگى از نسلى به نسل ديگر منتقل سازد، و باعث پيشرفت علم و دانش و تمدن و دين و اخلاق گردد، و اگر يک روز اين نعمت بزرگ از انسان ها گرفته شود، جامعه انسانى به سرعت راه قهقرا را پيش خواهد گرفت، و هر گاه (بيان) را به معنى وسيع آن كه شامل خط و كتابت و حتى انواع هنرها مى‏ شود تفسير كنيم نقش نکات و پیام های فوق العاده مهم سوره علق، در زندگى انسانها روشنتر مى‏ گردد. ‏اينجاست كه مى‏ فهميم چرا بعد از نعمت خلقت انسان سخن از تعليم (بيان) در اين سوره به ميان آمده است.

نکات و پیام های سوره علق

موضوع بسيار جالب اينجا است در عين اينكه پيامبر (ص) ” امى” و درس نخوانده بود، و محيط حجاز را يكپارچه محيط جهل و نادانى فرا گرفته بود، در نخستين آيات وحى، تكيه بر مساله “علم” و “قلم” است كه بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرينش در اين آيات ذكر شده است! در حقيقت اين آيات نخست از تكامل”جسم” انسان، از يک موجود بى‏ارزش مانند “علقه”، خبر مى ‏دهد، و از سوى ديگر از تكامل “روح” به وسيله تعليم و تعلم مخصوصا از طريق قلم سخن مى‏ گويد.

نکات و پیامهای سوره لقمان

۱- توجّه دادن فرزند به علم و قدرت الهى، نشانه ‏ى حكمت است. (آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ … يا بُنَيَّ)

۲- در موعظه، براى هر توصيه‏ اى نام مخاطب را تكرار كنيم. (تكرار (يا بُنَيَّ) در اين سوره و تكرار (يا أَبَتِ)

۳- در يک ارزيابى و نظارت كامل، بايد كوچك‏ترين كارها نيز مورد توجّه قرار گيرد. (مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ) )

۴- اعمال انسان، در اين جهان از بين نمى‏ رود. (يَأْتِ بِهَا اللَّهُ)

۵- يكى از وظايف والدين نسبت به فرزندان، سفارش به نماز است. (يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ)

۶-در سفارش‏ هاى لقمان، نُه امر، سه نهى آمده است:

۱- نيكى به والدين.

۲- تشكر از خدا و والدين.

۳- مصاحبت همراه با نيكى به والدين.

۴ – پيروى از راه مؤمنان و تائبان.

۵- برپا داشتن نماز.

۶- امر به معروف.

۷- نهى از منكر.

۸ – اعتدال در حركت.

۹- پايين آوردن صدا در سخن گفتن.

و امّا سه نهى:

۱ – نهى از شرک.

۲- نهى از روى گردانى از مردم.

۳- نهى از راه رفتن با تكبّر.

اهميت تربيت از نظر روايات:

امام صادق(عليه السّلام) فرمود: كودک خود را تا هفت سال ببازى رها كن، و هفت سال ديگر او را تحت تربيت و آموزش قرار ده، و هفت سال با خود همدم و همراز ساز. پس اگر در صراط حقّ بود و از باطل گريزان و سعادت خود را دريافت كه بسيار خوب و اگر چنين نبود اميد خيرى در وجودش نخواهد بود.

امير مؤمنان (عليه السّلام) فرمود: كودك را تا هفت سال بپرورند، و هفت سال آموزش دهند و هفت سال بكار و فعّاليّت وادارند، و تا بيست و پنج سالگى قامتش بلند گردد و تا سى و پنج سالگى عقل غريزيش كامل گردد و از آن پس تجربه آموزد.

حضرت سجّاد (عليه السّلام):در انجام وظيفه سنگين تربيت فرزند، از خداوند بزرگ استمداد مى‏نمود و در ضمن دعاهاى خود در پيشگاه الهى عرض مي كرد: بار خدايا مرا در تربيت و ادب و نيكوكارى فرزندانم يارى و مدد بفرما.

حضرت محمد (ص) فرمودند: فرزندان خود را گرامى شماريد و نيكو تربيتشان كنيد.

اميرالمؤمنين (عليه السّلام) خطاب به فرزند خويش فرمودند: و چون به كار توهمچون پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم چنان ديدم كه اين عنايت در هنگام جوانى‏ات به كار رود و در بهار زندگانى كه نيتى پاک و نهادى نيالوده دارى، و اين كه نخست تو را كتاب خدابياموزم و تأويل آن را به تو تعليم دهم، و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم. در اين بخش از نامه امام على(ع) به فرزندشان بر انتقال عقيده صحيح و ادب آموزى و نيز بر پاكى ضمير انسان در دوره كودكى و جوانى تأكيد شده است؛ يعنى همان دورانى كه بيشترين تأثير را از خانواده مى ‏پذيرد.

اهميت تربيت از نظر علمي:

امروزه براي استفاده صحيح از وسيله اي که خريداري مي کنيم، نيازمند مطالعه دفترچه راهنما يا کاتالوگ آن هستيم، تا چه رسد به کارهايي از قبيل: رانندگي با وسايل نقليه يا استفاده از رايانه که کمي پيچيده تر هستند که نه تنها بايد آموزش ديد و مهارت هاي لازم را به دست آورد، بلکه گواهينامه آن را نيز بايد دريافت کنيم.

شايد در دنياي سنتي گذشته نياز به آموزش در اين حد و اندازه نسبت به امروز چندان احساس نمي شد، ولي واقعيت دنياي مدرن اين است که به دليل تعدد و گوناگوني پديده ها، آموزش و تعليم، آن هم به روش هاي نوين و علمي به شدت احساس مي شود و ما بدون گذراندن دوره هاي يادگيري لازم يا عملاً قادر به ادامه زندگي نخواهيم بود يا شديداً دچار مشکل خواهيم شد.در دهه هاي اخير، جامعه انساني دستخوش تغييرات بسياري شده و تربيت کودکان براي والدين بسيار دشوارتر از نسل هاي گذشته شده است.

شايد يکي از دلايل آن، اين باشد که خانواده هاي گسترده که در آن چندين نسل در کنار يکديگر زندگي مي کردند، جاي خود را به خانواده هاي کوچک داده اند. از اين رو تعداد افرادي که از کودکان مراقبت مي کنند، کاهش يافته است. همين طور حضور چشمگير مادران در امور جامعه، و از همه مهم تر وجود انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي از تلوزيون و ماهواره گرفته تا اينترنت و… را نيز مي توان از دلايل آن به شمار آورد. اگر مهم ترين دستاورد يک ازدواج را فرزندان حاصل از آن در نظر بگيريم، با توجه به نياز آموزش در زمينه هاي مختلف، تربيت کودک نيز از اين قاعده کلي مستثني نخواهد بود.

طبق بررسي هاي علمي به اثبات رسيده است که بيش از ۶۰ درصد شخصيت رواني انسان در شش سال اول تولد شکل مي گيرد و اين نشان دهنده اهميت اين بخش از زندگي انسان است. هرچند تربيت فرزند امري است مستمر، اما اين شش سال از مهم ترين و بنيادي ترين دوره هاي حيات هر فرد به حساب مي آيد. مهم تر اينکه ،پدر و مادر بايد به خوبي بخش هاي زندگي فرزندشان را شناخته و بدانند چگونه با کودک خود رفتار کنند تا نه تنها آسيبي به او نرسانند بلکه شخصيت سالمي به لحاظ روان در کودک خود به وجود آورند، و در رسيدن به بلوغ رواني – عاطفي، او را ياري رسانند.

در واقع دوران کودکي نامناسب و روابط معيوب والدين و کودک، خاستگاه بسياري از آسيب هاي رواني است و براي جلوگيري از صدمات رواني نسل هاي بعد نيز آموزش والدين ثمربخش خواهد بود. به همين دليل است که به اعتقاد بسياري، زمان آن رسيده که پس از اين همه انقلاب (از سياسي گرفته تا فرهنگي، صنعتي و اقتصادي) و… آستين ها را براي يک انقلاب رواني، در جهان بالا بزنيم. آسيب هاي رواني همانند يک ميراث شوم از نسل هاي متمادي به ما رسيده است، اما تضاد قابل لمسي وجود دارد چرا که دنياي مدرن امروز در کل به کودکان بسيار اهميت مي دهد، اما نسبت به آموزش والدين براي پرورش و رشد و سلامت رواني فرزندان بي توجهي مي کند.

متاسفانه امروزه وقتي ما صاحب فرزندي مي شويم بدون اينکه کوچک ترين اطلاعي از کليدهاي تربيتي داشته باشيم، به روش آزمون و خطا تربيت کودک را شروع مي کنيم و در اصل کليدهاي رفتاري آن را آنقدر دستکاري مي کنيم تا بر آن تسلط يابيم. غافل از اينکه تسلط، آن هم به هر شيوه اي، تمام ساختار رواني کودک را در هم شکسته و از او هر چيز خواهد ساخت جز انساني با روان سالم. پدر و مادر به محض بروز تب يا قرمزي چشم فرزند يا بيماري که برايشان قابل لمس و قابل رويت باشد، فوراً آن را به پزشک ارجاع داده و حتي حاضرند چندين شب تا صبح بر بالين کودک خود بيدار بمانند.

اين در حالي است که به دليل عدم آگاهي و ملموس نبودن مشکلات رواني، اگر کودک شان دچار ترس، بي حوصلگي، شب ادراري، جويدن ناخن، ناسازگاري و … شود، با ذهنيت ناآگاه و غيرعلمي با اين مسائل برخورد مي کنند.اين حقيقتي است تلخ، که مادران و پدران ناآگاه به اصول پرورش کودک، از والدين آگاه در اين زمينه براي فرزندان خود کمتر فداکاري نمي کنند، بلکه نيروي عظيمي صرف ترديد، ندانم کاري، احساس گناه و درگيري و کنترل و احساس ناتواني در رابطه با فرزندشان مي شود. واقعيت اين است که، آموزش نه تنها باري بر دوش آنها اضافه نخواهد کرد بلکه باعث جلوگيري از هدر رفتن نيروي آن ها خواهد شد.